بسم الله الرحمن الرحیم
اربعین هرسال واتفاقات درونی آن نقطه عطفی در تاریخ تشیع را رقم می زند .گزارشات تاریخی گواهی میدهد هیچ عامل پیش گیرنده ای نتوانسته است از وقوع این اجتماع عظیم وخودجوش جلو گیری نماید وهر قدرت،فرد ویا تفکری درمقابل آن ایستاده است به زباله دان تاریخ سپرده شده است که صدام آخرین از آنها بود.اثراتی که از این واقعه هر ساله متساعد می شود خلاصه در فرد شرکت کنند نمی شود بلکه بخشهای مختلف جامعه تشیع ، اسلام و بشریت را تحت الشعاع خود قرار میدهد ودر کمترین حد خود خرد وفکر مشاهده کننده را به فکر وامی دارد که از خود بپرسد اینها چه می گویند و چه می خواهند و چرا پیاده ؟ ودهها سوال دیگر ومحققین خوب می دانند که سوال دریچه فهم است و فهم است که منجرب به رشد می شود.وشرکت ملل وآیین های مختلف در این اجتماع دینی ناشی از همین فهم ووجدان درونی می باشد.
اینکه چه عاملی باعث این حرکت عظیم می شود که همگان نه فقط با جسم بلکه با قلوبشان گام در این طریق می گذارند را پیامبر اسلام برای ما معلوم نموده است ایشان در بیانی راه گشا می فرمایندکه قتل امام حسین حرارتی در قلب مومن ایجاد می کند که تا ابد سرد نمی گردد. اربعین همه می آیند تا این نور را ذر وجودشان جانی تازه ببخشند.
افراد زیادی به عشق این عبادت بزرگ وقرار گرفتن در زمره مومنین پای در مسیر کربلا نهاده اند اما امسال سالی ویژه بود وبعلاوه شخصیتهای بسیاری به اقیانوس زائران پیوستند که از آن جمله شخصیت ارزشمند وسرباز آرام مکتب شیعه حجه الاسلام والمسلمین حاج سید جواد شهرستانی (دام عزه)داماد و وکیل تام الاختیار مرجع اعلای شیعیان آیت الله العظمی سیستانی را می توان نام برد. او امسال به گفته خودشان بعد از 37 سال به زیارت قبور اهل البیت مدفون در عراق شتافتند و با گامهای استوار شیعیانی که با پای پیاده به سمت کربلای معلا در حرکت بودند را همراهی کردند.بسیار شائق بودم وهستم که تمامی ابعاد این اتفاق بزرگ یعنی سفر ایشان به عراق را مورد کنکاش وبررسی قرار دهم اما محضوریتهای همیشه بوده است که مجال نمیدهد ...(فیه تامل)
دیروز به اتفاق جناب حجه الاسلام والمسلین آقای حاج شیخ احمد امینی (فرزند علامه امینی)جهت امور مربوط به کتابخانه علامه امینی وعرض زیارت قبول به دیدار ایشان رفتیم ازایشان پرسیدم سفرتان چطور بود؟ ایشان بسیار با نشاط فرمودند :خیلی خوب اگر چه کوتاه بود. وقتی از جوانب سفر سخن به میان آمد دوست داشتم مطالب وبرداشت خودم را خلاصه وموجز منتقل کنم گفتم: در اجتماع عوام وکف جامعه سیاسی عباراتی وجود دارد که در عین کوتاهی وعامیانه بودن بسیار پر مفهوم وارزشمند است و به راحتی دنیایی مفهوم را به ذهن مخاطب منتقل می کند، یکی از آنها عبارتی است که عموما بعد از خلق حماسه های بزرگ به کار برده می شود "مشت محکمی بر دهان یاوه گویان".
مدتی بود درمحافل ومجالس از زبان کوچک وبزرگ، افراد نزدیک ودور وحتی دوست نما ها این سوال مطرح می شد که "چرا سید جواد " به عراق نمی رود؟ هر کس به میزان اطلاع اش و البته انصافش این سوال را پاسخ می گفت وبعضی ها هم مطالب حاشیه ای مانند ترس ، ناامنی عراق، منع ایران،... را مطرح می کردند اما ناجوانمردانه ترین تحلیل ها از سوی کسانی که می خواستند از این سرباز هوشیار مکتب تشیع انتقام گرفته باشتد ارائه می شد : آقا( آِیت الله العظمی سیستانی ) با ایشان اختلاف دارد واجازه آمدن به نجف را به ایشان نمی دهد.برای ما که بارها از زبان معتمدین شنیده بودیم وخود نیز شاهد این کلام بودم که آقا فرموده بودند : قبض آقای شهرستانی قبض من وایشان هر چه را امضاء کند امضای من است.قابل قبول وتحمل نبود که این خیالبافی ها را بشنویم وپهن شدن آن را در محافل شاهد باشیم از سوی به شخصه نمی توانستم آن را با سید جواد درمیان بگذارم و علت را جویا شوم. اما می دانستم سید جواد از جمله اقرب افراد به آقاست ودر این شک نداشتیم که تشکیلات آیت الله العظمی سیستانی (دام ظله) در کمترین فرض وحداقل در ایران با نام سید جواد شهرستانی معنی پیدا می کند .این دغدغه ادامه داشت تا آن هنگام که در ایام اربعین به محضر آیت الله العظمی سیستانی(دام ظله) مشرف شدم ودر بیت معظم له شنیدم که سید جواد در نجف هستند.مشعوف شدم ،غافلگیر هم شدم، اما تعجب نکردم چرا که از درایت سید جواد غیر از این تصور نمی شد او با آمدن خود در ایام اربعین که از پر خطر ترین ایام است خواسته یا ناخواسته فرضیه ترس را به صورت مدعیان کوبید وهمگان با دیدن او در خیل عزاداران پیاده در مسیر نجف- شجاعت، جانبازی وعشق او به سالار شهیدان را اعتراف نمودند.روی دیگر این سفر استقبال گرم نماد های اصلی بیت مرجعیت در نجف یعنی آقایان سید محمد رضا وسید باقر سیستانی(دامت برکاتهما) آقازادگان مجتهدوآگاه حضرت آیت الله عظمی سیستانی از وکیل تام الاختیار پدرشان در بدو ورود به نجف و در محل موسسه آل البیت بود که هزاران ورق تحلیل بدخواهان را به مشتی خاکستر مبدل نمود و رشته های خیال خیالبافان را پنبه کرد و آرزوی اختلاف در عظیم ترین دستگاه مرجعیت شیعه را ره توشه قبر بدخواهان انسجام شیعه نمود.فلذا به خود حق می دهم بگویم سفر سید جواد به عراق در کنار تمام ابعاد وکثرت منافعی که برای پیکره شیعه و مرجعیت داشت " مشت محکمی بود بر دهان یاوه گویان"
امیدوارم همراهان وآگاهان از جزئیات سفر دست به قلم ببرند وابعاد مختلف این واقعه را به اطلاع دیگران برسانند.
گاها مطالبی به ذهنم خطور می نمود که میل داشتم آنها را در اختیار عموم بگذارم ...